بصير احمد دولت آبادى

409

شناسنامه افغانستان ( فارسى )

را درك نمىكردند . نامه به ادامهء خود توجيهات فراوان دارد تا قيام هزاره‌ها عليه تاجيك را توجيه كند . شيوه‌اى كه نادر خان در پيش گرفت ، توانست قوم هزاره را به سوى خود جلب كند ، به سوى حكومتى كه تنها در زمان عبد الرحمان 62 درصد كل تشيع افغانستان را قتل عام كرد . ولى حكومت حبيب اللّه سقازاده هم عليه هزاره‌ها موضع گرفت . براساس اين پاليسى حكومت حبيب اللّه شكست خورد و به تاريخ 25 ميزان 1308 ش نادر خان پادشاه افغانستان شد . او روز 27 ميزان مردم جنوبى را به غارت اموال مردم شمالى تشويق كرد . ولى هيچ‌يك از اين واقعيات شگفتىآور نيست . آنچه ما را به شگفتى انداخت ، نقشى بود كه تعدادى در اين دوره‌ها بازى كردند . چنان‌كه در بالا ديديم كه شمس الحق مجددى ، حبيب اللّه را به پادشاهى نامزد كرد و لقب خادم دين رسول اللّه به او داد . ولى جالب اينجاست كه همين شمس الحق خان مجددى پسر سقاء را به نادر خان تسليم كرد تا اعدام كند . پردهء آخر نمايش را بخوانيم : « حبيب اللّه خان كه اين‌بار باز هم نمىخواست رفتن به خارج و يا تسليم شدن به دولت را قبول كند ، مكثى نموده هيچ نگفت . و امّا شمس الحق مجددى كه از سيماى او دانسته بود به حبيب اللّه خان گفت ، « آيا به ياد دارى كه مىگفتى چون امان اللّه كافر شده من عليه او جهاد مىكنم و كدام مقصد ديگر از قبيل سلطنت و غيره ندارم . و آيا به ياد دارى كه مردم شمالى از ناموس خود گذشته به سر و مال بالايت ايستاده شده و بالاخره تو را به پادشاهى تمام مملكت برداشتند . ولى امروز كه ناموس مردم و قومت در خطر است تو باز هم درصدد سلطنت و قدرت هستى . حبيب اللّه اين مرد شجاع و